الشيخ محمد علي الگرامي القمي
46
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
آن را اعتبارى مردمى و يا شرعى مىدانند . متكلمين نيز گروههاى مختلف و با ديدهاى گوناگونى هستند كه مهترين آنها در اسلام معتزله و اشاعره و شيعه هستند . از معتزلىها ابوهذيل علاف و نظام و جاحظ و از اشاعره ابوالحسن اشعرى ( رئيس اشعرىها متوفى 330 ق ) و از شيعيان هشام بن حكم شاگرد مستقيم امام صادق عليه السلام و بعدها نوبختىها كه خاندانى متكلم هستند ، و سپس شيخ مفيد و سيد مرتضى علم الهدى و به خصوص خواجه نصيرالدين طوسى رحمه الله صاحب كتاب تجريد الاعتقاد و سپس علامهى حلى شارح كتاب مزبور مىباشند ( كتاب مزبور را فاضل قوشچى از متكلمين غير شيعه نيز شرح كرده است ) . 3 - روش فكرى فلسفى مشائى : روش مزبور بر اساس استدلال برهانى و آزاد از قيد مذهب مىباشد . به دنبال واقعيت مىگردد ، آن طور كه خود تشخيص مىدهد و نه آن طور كه از ظاهر مذهب استفاده مىشود . البته اگر برهان صحيح باشد ، حتماً با شرع مطابق است و خلاصه عقل برهانى با نقل صحيح ، هيچ گونه تعارضى ندارند ؛ ليكن فيلسوف تعهدى به اين مطابقت ندارد و آزاد بحث مىكند . مىگويند روش مزبور را ارسطو تأسيس كرده است و منطق را به عنوان مقدمهاى براى شناخت جهان وضع كرده است . البته نمىتوان باور كرد كه پيش از ارسطو اساساً روش شناخت و فعاليت شناختى براى دريافت جهان نبوده است . زيرا به قول مرحوم حاجى سبزوارى اينها فيوضات الهى هستند و خداوند دائم الفيض مىباشد . ليكن ارسطو منطق را تدوين نمود و به صورت مضبوط درآورد . و براى اوّلين بار مسائلى كلى دربارهى امور عامهى فلسفه تدوين نموده و پس از بحث طبيعيات در كتاب خود ذكر نمود . كلمهء « مشّاء » از اين جهت به ارسطو اطلاق مىشد كه در حال راه رفتن